يه جوك تقريبا بي مزه
![]()
لطيفه ها و اس ام اس هاي بامزه
![]()
وبلاگ موج خنده سال زپر خنده اي را براي شما آرزو مي كند
فرزندي مادر خود را در سبدي گذاشته بود و براي هواخوري مي برد. در راه به پيامبر زمان بر خورد کردند و پيامبر از روي مزاح به پسر فرمود: مادرت را شوهر بده.پسر گفت: با اين سن و سال و پيري ديگه شوهر کردنش چه گذشته است؟پيرزن عصباني شد و گفت: تو بهتر مي داني يا پيامبر خدا؟
مردي براي اطلاع از وضع درسی پسرش به مدرسه رفت. مدير گفت: آقا شما نيم ساعت دير تشريف آورديد. چون نيم ساعت پيش پسرتان براي تشييع جنازه شما اجازه گرفت و رفت!!!
مردي به اتاق رئيس رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي خوام. رئيس گفت : شماکه يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ مرد گفت : آخه نمي خواستي تعطيلاتم را خراب کنم !!!
بعد از آزمایش یه داروی جدید روی یه سری دیوونه وقت اون میرسه که اونا رو آزمایش کنن ببیند خوب شدن یا نه!
واسه همین همه رو میندازن تو یه اتاق و یه آهنگ عزا همراه با سینه زنی میزارن!
میبینن همه پاشدن دارن دست میزنن و میرقصن بجز یه نفر!!!
همه رو بر میگردونن تیمارستان بجز اون یکی..
دکتر ازش میپرسه تو چرا نمیرقصیدی؟
دیوونهه میگه: زشته جلو مهمونا عروس پاشه برقصه!!!!
روز valentine يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!
زن مش اَهبَر پنج قلو زاييده بوده و هر كدوم از بچههاش يه رنگي دراومده بودن! مش اَهبَر ميره دكتر ببينه علتش چيه. دكتره ميگه زن شما به جاي قرص ضد حاملگي، اسمارتيز خورده!
زن مش اَهبَر حامله بوده و براي تشخيص جنسيت بچش ميره سونوگرافي. زنه با دكتره ميرن توي اتاق و بعد نيمساعت دكتره مياد بيرون ميگه آقا مژده بچه شما دختره. مش اَهبَر ميگه آخي، آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!
عزراييل ميره سراغ مش اَهبَر. مش اَهبَر خودش رو ميزنه به مردن!
می دونين چطوری ميشه خانمها رو توی سنين مختلف با توپها مقايسه كرد؟
يه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستن...
توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاكيه... ۱۰ نفر دنبالش هستن...
توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه... ۱ نفر دنبالشه...
توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پينگ پونگه... ۲ نفر هی از خودشون دورش می كنن و به طرف مقابل پاسش ميدن...
توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگيه... كسی جرات نمی كنه از ۱۰ متريش رد بشه!
سازمان بهداشت جهاني براي آزمايش يك واكسن جديد و خطرناك احتياج به داوطلب داشتند. از ميان مراجعين فقط سه نفر واجد شرايط اعلام شدند. يك آلماني، يك ايراني و يك فرانسوي. قرار شد براي انتخاب نهايي با آنها تك تك مصاحبه شود. از آلماني پرسيد: براي اينكار چقدر پول ميخواهيد؟ او گفت: صد هزار دلار، اين پول را ميدهم به زنم كه اگه از اين واكسن مردم يا فلج شدم زنم بيپول نماند. از فرانسوي نيز همين سوال را كردند و او گفت: من دويست هزار دلار ميگيرم، صد هزارتا براي زنم و صدهزارتا هم براي معشوقهام. سوال را از ايراني هم پرسيدند و او گفت:من سيصدهزاردلار ميخواهم. صدهزارتا براي خودم، صد هزارتا هم حق و حساب شما، صد هزارتاشو هم ميدم به اين آلماني كه واكسن را بهش بزنيد!
معلم : الفبای فارسی رو بگو
شاگرد : الف..ب..پ..ت..ث...چهار...پنج..شیش ..هفت...
معلم : انگلیسی اش رو بگو
شاگرد : ای...بی...سی...چهل...پنجاه...شصت...هفتاد...
معلم : یونانیش رو بگو
شاگرد : آلفا...بتا...ستا...چهارتا...پنج تا...شیشتا...هفتا....
معلم : نخواستم اصلاً ، یه شعر بگو
شاگرد : نابرده رنج گنج پنج شیش هفت .......
يه مورچه عاشق دختر همسايه ميشه، بعد از يك هفته ميفهمه كه چايي خشك بوده
یه روزی به مش اَهبَر میگن این ات ساین (@) رو بخون میگه : ای دورت بگردم !
غضنفر ميخوره زمين، كمونه ميكنه بعدش تو كلانتري ميگه: من رضايت نميدهم!
پليس نوروزي جلوي يه راننده رو مي گيره ميگه شما به خاطره اينكه هيچ تخلفي در اين ايام نداشتيد برنده ي 100هزار تومن شديد .... قصد دارين با اين پول چي كار كنين؟ يارو ميگه ميرم گواهينامه مي گيرم , زنش ميگه جدي نگيرين شوهر من هر وقت اكس ميخوره پرتوپلا ميگه بچش ميگه بابا چند بار گفتم با ماشين دزدي نريم بيرون؟ يكي از صندوق عقب داد ميزنه از مرز رد شديم يا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به طور مثال يك داستان رو براتون بازگو ميكنم تا يكي از هزاران دليل دروغ گفتن مردها رو بدونيد!
روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه كردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه میكنی؟
هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. " آیا این تبر توست؟" هیزم شكن جواب داد: " نه.
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد: نه
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد.
یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه میرفت زنش افتاد توی آب...
هیزم شكن داشت گریه میكرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه میكنی؟
اوه فرشته، زنم افتاده توی آب
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟
هیزم شكن فریاد زد" آره "
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب كردی، این نامردیه"
هیزم شكن جواب داد: اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز " نه" میگفتم تو میرفتی و با آنجلینا جولی میاومدی و باز هم اگه به آنجلینا جولی "نه" میگفتم تو میرفتی و با زن خودم میاومدی و من هم میگفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من میدادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره...